الشيخ محمد تقي مصباح اليزدي
39
شرح نهاية الحكمة ( فارسى )
در اين صورت نقل كلام به دليل دوم مىكنيم : اين دليل نيز خود يا قضيهاى است بديهى يا نظرى و متكى به دليل سوم ، در صورت دوم نقل كلام به دليل سوم مىشود و به همين ترتيب ادامه مىيابد تا بالاخره يا به قضيهاى بديهى منتهى شود و يا به قضيهاى غيربديهى كه از مسائل آن علم نيست و طبعا در آن علم صحت آن مفروض و پذيرفته شده است و دليلى بر صحتش اقامه نشده است ولى در علم ديگرى كه اين قضيه از مسائل آن است به اثبات رسيده است . در غير اين صورت ، هيچ مسألهاى از هيچ علمى قابل يقينى شدن و قابل اثبات نخواهد بود ، زيرا براى جزمى شدن هر مسألهاى احتياج به بىنهايت دليل است كه تسلسل است و محال . پس براى يقينى شدن مسائل يك علم هم بايد سلسلهاى قضاياى بديهى در دست داشت و هم غالبا سلسلهاى قضاياى غيربديهى كه از مسائل آن علم نيستند ولى صحيح فرض شدهاند . دستهء اول اين قضايا را « اصول متعارف » و دستهء دوم را « اصول موضوعه » مىگويند . در حقيقت ، نقاط اصلى اتكاى علوم همين اصول هستند ؛ بدون اين اصول حتى يك قضيهء علمى هم قابل اثبات نيست و به كلى بايد از علوم دست شست . بنابراين ، اصول متعارف يك علم قضايايى هستند كه براهين آن علم بر روى آنها بنا شده است و خود آنها بديهى و غير قابل ترديدند و ذهن خلاف آن را جايز نمىداند ؛ مانند اصل كلّ و جزء ( كل هر شىء از جزء آن بزرگتر است ) و اصل مساوات ( دو مقدار مساوى با يك مقدار خود باهم مساوىاند ) و اصل امتناع تناقض در فلسفه و منطق ؛ و اصول موضوعهء يك علم قضايايى هستند كه برخى از دلايل آن علم متكى به آنهاست ولى خودبخود بديهى و جزمى نبوده ذهن خلاف آن را جايز مىشمارد و در عينحال در آن علم دليلى بر صحت آنها اقامه نشده است و صحت آنها فرض گرفته شده است ، خواه اين اصول از مسائل علم ديگرى باشند و با دلائل مخصوص آن به تحقيق پيوسته باشند و خواه مطلقا جنبهء فرضى و وضعى داشته و در هيچ علمى به اثبات نرسيده باشند . به اصول متعارف و اصول موضوعه « مبادى تصديقى » نيز مىگويند . در اينجا بايد به چند نكته اشاره كنيم : 1 . به عقيدهء منطقدانان تعريف علم ، موضوع علم ، اثبات وجود براى موضوع علم ، مبادى تصورى و تصديقى علم ، بيان هدف و غايت علم و بالاخره امثال اين مباحث ، هيچيك ، از مسائل علم بهشمار نمىآيند . زيرا در هيچيك از اين مباحث رابطهء موضوع علم با عوارض ذاتيهاش بيان نشده است ، لذا در كتب علمى قديم اكثر اين مباحث در مقدمهء كتاب و جداى از